آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

چهار دست و پا رفتم

1390/11/5 1:29
نویسنده : لیلا و علی
486 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل لیلا ،نفس و عشق لیلا تو بزرگ و بزرگتر میشیهورا و مامانیت شاد و شادتر از داشتن فرشته کوچولویی مثل تو هر روز خدا رو هزاران بار شکر می کنم که بهم لطف کرد و من شدم مامان خوشمزه ترین پسر دنیا آروین کوچولوی ناز لبخند

عزیزکم ،آروین عزیزم از شش ماهگیت همه سعی خودت رو بکار می گرفتی و خودت رو روی زمین می کشیدی و سینه خیز می رفتی اولا خیلی زود خسته میشدی و وسط راه ول می کردی و ترجیح میدادی غلت بخوری و با سرعت بیشتر به سوی ناشناخته ها حمله کنی تازگیها دست رو زیر سینه ات می ذاشتی و این کار با سرعت و کیفیت بهتر انجام می دادی و مامان و بابای عاشقت قربون صدقه ات می رفتندanimated kissing smiley for orkut, myspace, facebook

این هفته مامانی یه چند روز مرخصی گرفته بود تا بیشتر با پسر کوچولوش باشه و به کارهاش برسه animated smiley faces for orkut, myspace, facebookصبح روز دو شنبه 03 بهمن نود بردمت حموم و خوشگلم تمیزه تمیز شدی bathing in bathtub, shower smiley for orkut, myspace, facebookبعد از اینکه لباسهات رو تنت کردم و غذات رو خوردی   36_1_51.gifدر حالی که ژست سینه خیز گرفته بودی یهو خودت رو بلندتر کردی و یه پرش خوشگل و منحصر به فرد به جلو برداشتی و این سرآغاز چهار دست و پا رفتنت شدو تو شروع کردی یک شروع بسیار زیبا که مامانی زود برات صدقه داد و کلی قربون صدقه ات رفت و تو سرمست از این موفقیت

در سایه این چهار دست و پا رفتن ،آروین خان شیطون تر و شلوغتر از قبل شدی و همش زیر میز و مبل و ...هستی

راستی آروین کوچولوی نازم به یه چیزی میگیری و وایمیستی و این مدت زمان به چند دقیقه رسیده و خیلی خوب خودت رو کنترل می کنی و چقدر نازه وقتی تو اون حالت برمی گردی یه نگاه کوچولو به مامانی می کنی و براش ناز می کنی و می خندی

یه کار تازه هم بلدی

وقتی میخوای به چیزی دست بزنی یا برش داری به صورتم نگاه می کنی اگه من بخندم یا ابراز احساسات کنم به سرعت نور عمل می کنی ولی اگه بگم نه جیزه وایمیستی و نگام می کنم و گاهی هم بغض می کنی و می زنی زیر گریه

الهی که مامانت فدای اون خنده ها و گریه های نازت بره

می دونم در عرض یک چشم به هم زدن می تونی راه بری و کارهای جدید یاد بگیری و خوب می دانم که اونروز دور نیست

مامان لیلا منتظر کارهای جدید گل پسرشه ...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامانی درسا
9 بهمن 90 1:33
مبارکه . مبارکه پسرم . هزار تا بوس برای آروین عزیزم .
خاله مهسا
9 بهمن 90 18:24
سلام جه پسر نازی خدا حفظش کنه اگه مایلید به وبلاگ پسر کوچولوی ما هم سر بزنید
مامان یاسمین زهرا
10 بهمن 90 12:18
مبارکه عزیزم.این دخمل من تنبله حسابیااا


قربون دختر خوشگله تو برم ندا جون که حسابی دل همه رو برده
خاله هدي
10 بهمن 90 14:36
آخه بازم بدون عكسسسسسس! به خدا ما چشممون شور نيست ذوقش ميكنيم مباركه كوچول خان! ديگه داري براي خودت مردي مي شي ها!!!!!!! ياياسي ما نه دندون داره و نه چهار دست و پا ميره. ولي دخمل ناناز توي يادگيري زبان و قر فكر كنم رتبه اول باشه


خاله هدی مهربون دوربینمون خراب شده مامانم داره دق می کنه یاسی عسل تو همه چی اوله مخصوصاً تو خوشگلی
مامان آرين
13 بهمن 90 20:21
قربونت برم خاله جون ديگه مرد شدي...دندونت هم مباركه ليلا جون بذار راه بيفته اونوقت همه چيز رو بايد از جلو دستش برداري
رويا
16 بهمن 90 0:35
قربونت برم خاله جون بوس برای آروین عزیزم
خاله هدي
17 بهمن 90 8:31
مامان ياسمين گفت كه يه در نوشابه توي گلوي آروين كوچولو گير كرده و ... الان خوبه گل پسر؟؟تو رو خدا براش هر روز صدقه بدين. ماهههههههههه


مرسی خاله هدی مهربون شما همیشه لطف دارین
مامانی درسا
25 بهمن 90 20:02
عزیزم روز عشق و محبت بر شما دوست عزیزم مبارک